2. قلندريه، فرقهاي از درويشان سايل و دورهگرد كه در آسياي مركزي پديد آمد و ممكن است ناشي از نفوذ آيين هندو بوده باشد؛ آنان در 1213م /610 ه ق در دمياط ديده شدهاند (دايرةالمعارف اسلام، 2، 676).
3. سهرورديه كه به وسيلهٴ عمر سهروردي متوفا در سال 1234 ـ 1235/631 ه ق در بغداد تأسيس شد. تاريخ اوليهٴ فرقه بسيار مبهم و با فرقههاي ديگري از قبيل نوربخشيه و اشراقيه مخلوط است و اينها ممكن است از آن منشعب شده يا نشده باشد. سهروردي اول، عبدالقادر بن عبدالله سهروردي (متوفا 1167 م 567 ه ق)، موٴلف آداب المريدين نيز از آن خانواده است و گاه تاريخ پيدايش فرقه را از او ميدانند (تاريخ ادبيات براون، از سنايي تا سعدي).
4. احمديه كه توسط احمد بدوي سيدي (متولد 1199م /595 ه ق در فاس، متوفا 1276م/ 675 ه ق در طنطا)، در طنطا تأسيس شد. او 41 سال پايان عمرش را در طنطا گذراند و او را از بزرگترين اولياي مصر ميدانند؛ فرقهٴ او داراي تمايلات مشخص يوگايي است (دايرةالمعارف اسلام
1، 192 ـ 195).
5. مولويه بهوسيلهٴ شاعر نامدار صوفي جلالالدين مولوي (سيزدهم ـ 2)، در قونيه تأسيس شد.
دو فرقهٴ ديگر مربوط به نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم است:
6. صفويه به وسيلهٴ شيخ صفيالدين (كه در اردبيل زاده شد، در گيلان تحصيل كرد و در سال1334م/734 ه ق در گذشت) تأسيس شد. اين فرقه را ميتوان شعبهاي از سهرورديه به شمار آورد كه به نوبهٴ خود موجب پيدايش فرقهٴ شيعي قزلباش و فرقههاي ترك ديگر و سلسلهٴ پادشاهي صفوي شد، كه از سال 1502 تا 1736 م/907 ـ 1148 ه ق بر ايران حكومت كرد (دايرةالمعارف اسلام 4، 54).
7. بكتاشيه يك فرقهٴ ترك داراي گرايشهاي شيعي، كه ايجاد آن به حاجي بكتاش (متوفا 1337 م/737 ه ق) منسوب است. از آنجا كه اين فرقه در تاريخ ادبيات و فرهنگ ترك داراي اهميت زيادي است، در فرصتهاي متعددي بدان اشاره خواهم كرد. نك
دايرةالمعارف اسلام(1،692 ـ 697) و بيرژ (1937).
از دو فرقهٴ ديگر در بخش دوم اين كتاب سخن خواهم گفت.
اين طريقتها در بسياري ويژگيها با هم تفاوت دارند؛ با اين همه، داراي عناصر مشترك زيادي هستند. آنها هميشه مبشر اخوت واقعي هستند (اعضايشان در مراكش و الجزاير اخوان ناميده ميشوند). گرايشهاي عرفاني نيرومندي دارند؛ به سنتها و مراسم خاص خود اهميت زيادي ميدهند، كه ممكن است عجيب، بغرنج، شورانگيز و زيبا باشد. تاريكانديشي خيرهسرانه در برخي امور را با آزادانديشي در موارد ديگر يا كم و بيش با قبول عقايد نامتعارفي كه در خارج از فرقه مطلوب نيست، در آميختهاند (چون عقايد شيعي در قلب تركيهٴ سني